کارل مارکس (۱۸۱۸ - ۱۸۸۳) از تأثیرگذارترین فیلسوفان، اقتصاددانان و نظریه‌پردازان سیاسی سده نوزدهم میلادی است که اندیشه‌هایش مسیر تاریخ معاصر را به شکل بنیادین تغییر داد. پیشینه تاریخی و زندگی‌نامه: مارکس در شهر تریر آلمان در خانوادهای حقوقدان به دنیا آمد. او در دانشگاه‌های بن و برلین به تحصیل در رشته حقوق و فلسفه پرداخت. در برلین تحت تأثیر شدید فلسفه هگل و جریان 'هگلی‌های جوان' قرار گرفت، اما به تدریج با نقد ایدئالیسم هگلی و ماده‌باوری فوئرباخ، مکتب فکری مستقل خود را پایه‌گذاری کرد. به دلیل فعالیت‌های مطبوعاتی و دیدگاه‌های رادیکال از آلمان، فرانسه و بلژیک اخراج شد و سرانجام در لندن سکنی گزید و با همراهی فکری و مالی دوست نزدیکش، فریدریش انگلس، شاهکارهای علمی خود از جمله 'کاپیتال' را به نگارش درآورد. ساختار و مفاهیم اصلی فلسفه او: فلسفه مارکس بر سه پایه اصلی استوار است: ماتریالیسم دیالکتیک، ماتریالیسم تاریخی و نقد اقتصاد سیاسی. مارکس دیالکتیک هگل را از سر بر روی پا ایستاداند و مطرح کرد که این شرایط مادی و مناسبات تولید هستند که آگاهی اجتماعی را می‌سازند، نه برعکس. در نظریه 'بیگانه‌شدگی' (Alienation)، او توضیح می‌دهد که چگونه نظام سرمایه‌داری کارگر را از محصول کارش، از پروسه تولید، از جوهر انسانی‌اش و از سایر انسان‌ها جدا می‌سازد. وی همچنین خاستگاه تاریخ بشریت را ناشی از 'تضاد و خاستگاه طبقاتی' می‌داند. تأثیر عمیق بر جامعه، اخلاق و تاریخ: نظریات مارکس بن‌مایه فکری و ایدئولوژیک انقلاب‌های بزرگ قرن بیستم (مانند انقلاب اوکتبر روسیه و انقلاب چین) را شکل داد. اندیشه‌های او حوزه‌های جامعه‌شناسی، علوم سیاسی، تاریخ‌نگاری و اقتصاد را دچار تحولی بنیادین کرد. امروزه نیز مفاهیم مارکسیستی از ابزارهای کلیدی برای تحلیل بحران‌های اقتصادی جهان مدرن، نابرابری‌های طبقاتی و ساختارهای قدرت محسوب می‌شوند.