فلسفه رواقی‌گری (Stoicism) یکی از ماندگارترین و موثرترین مکاتب فلسفی دوران هلنیستی و رومی است که تاثیر شگرفی بر اخلاق، روان‌شناسی و نگرش انسان به زندگی برجای گذاشته است. ۱. نام کامل بنیان‌گذار و مکتب فلسفی: بنیان‌گذار اصلی این مکتب 'زینون سیتیومی' (Zeno of Citium) (۳۳۴ - ۲۶۲ پیش از میلاد) است. نام این مکتب از 'استوا پویکیله' (Stoa Poikile) یا 'رواق رنگارنگ' در آتن گرفته شده است؛ مکانی که زینون و شاگردانش در آنجا به بحث و تدریس می‌پرداختند. ۲. پیشینه تاریخی و زمینه فکری: زینون تاجر تاجرپیشه فینیقی‌تبار اهل شهر سیتیوم در قبرص بود. او پس از غرق شدن کشتی‌اش و از دست دادن تمام دارایی‌اش به آتن رفت و با مطالعه آثار سقراط و آموزش نزد فیلسوفان کلبی‌مسلک (Cynics)، مکتب جدید خود را پایه‌گذاری کرد. مکتب رواقی در سه دوره رشد یافت: رواقی نخستین (زینون، کلئانتس، کروسیپوس)، رواقی میانه (پانتائوس، پوزیدونیوس)، و رواقی روم متأخر (سنکا، اپیکتتوس، و امپراتور مارکوس اورلیوس). ۳. مفاهیم و ساختار اصلی فلسفه رواقی: فلسفه رواقی سه بخش اصلی دارد: منطق، فیزیک و اخلاق. - لوگوس (Logos): باور به اینکه جهان توسط یک عقل کل و نظام عقلانی کیهانی هدایت می‌شود. - تفکیک کنترل (Dichotomy of Control): کلید آرامش در این است که امور را به دو دسته تقسیم کنیم: آنچه در کنترل ماست (پندار، رفتار، واکنش‌ها) و آنچه خارج از کنترل ماست (حوادث، رفتار دیگران، مرگ). رنج زمانی آغاز می‌شود که می‌خواهیم بر امور غیرقابل کنترل مسلط شویم. - فضیلت تنها خیر است: فضیلت‌های چهارگانه (حکمت، شجاعت، عدالت، خویشتن‌داری) تنها مسیر رسیدن به آرامش عمیق درون (Ataraxia) و سعادت هستند. ۴. تاثیر بر جامعه، اخلاق و تاریخ: رواقی‌گری مفهوم 'شهروندی جهانی' (Cosmopolitanism) را بنا نهاد که انسان‌ها را بدون توجه به نژاد و طبقه، برابر می‌دانست. اندیشه رواقی تاثیر عمیقی بر مسیحیت، فلسفه روشنگری و روان‌شناسی معاصر (روان‌درمانی شناختی-رفتاری CBT) داشته است.