لودویگ ویتگنشتاین (۱۸۸۹ - ۱۹۵۱) از برجسته‌ترین و تأثیرگذارترین فیلسوفان قرن بیستم است که با ایجاد دو تحول بنیادی، نگرش جهان را به زبان، منطق و فلسفه به کلی دگرگون ساخت. ۱. نام کامل و مکتب فلسفی: لودویگ جوزف یوهان ویتگنشتاین (Ludwig Josef Johann Wittgenstein)، چهره محوری فلسفه تحلیلی (Analytical Philosophy) و فلسفه زبان (Philosophy of Language). ۲. پیشینه تاریخی و زمینه فکری: ویتگنشتاین در وین و در خانواده‌ای بسیار ثروتمند به دنیا آمد. او برای تحصیل در رشته مهندسی به بریتانیا رفت اما دغدغه‌های ریاضیاتی‌اش او را به سوی برتراند راسل در دانشگاه کمبریج کشاند. حیات فکری او به دو دوره شفاف تقسیم می‌شود: ویتگنشتاین متقدم (نویسنده رساله منطقی-فلسفی) و ویتگنشتاین متأخر (نویسنده پژوهش‌های فلسفی). او پس از نگارش کتاب اولش مدتی فلسفه را رها کرد اما بازگشت دوباره‌اش به کمبریج به نقد شجاعانه اندیشه‌های خودش انجامید. ۳. ساختار و مفاهیم اصلی فلسفه او: - دوره متقدم (نظریه تصویری زبان): در کتاب 'تراکتاتوس'، او زبان را بازتاب و تصویر منطقی جهان واقعی می‌دانست. 'مرزهای زبان من، مرزهای جهان من است'. گزاره‌هایی که معادل خارجی ندارند (مانند متافیزیک و اخلاق) فاقد معنای منطقی تلقی می‌شدند. - دوره متأخر (بازی‌های زبانی - Language Games): در کتاب 'پژوهش‌های فلسفی'، او نظریه قبلی خود را رد کرد و مطرح ساخت که معنای یک واژه همان 'کاربرد' آن در زبان روزمره است (Meaning is Use). زبان شبکه‌ای از 'بازی‌های زبانی' متنوع است که در 'صورت‌های زندگی' (Forms of Life) انسان‌ها جریان دارد. سردرگمی‌های فلسفی زمانی رخ می‌دهند که واژه‌ها از بازی زبانی بومی خود بیرون کشیده شوند. ۴. تاثیر بر جامعه، اخلاق و تاریخ: اندیشه ویتگنشتاین شالوده پوزیتیویسم منطقی را ساخت و سپس حوزه‌های جامعه‌شناسی، روان‌شناسی، زبان‌شناسی و نظریه ادبی را دگرگون کرد. او نشان داد که بسیاری از گره‌های فلسفی تاریخ نه با پاسخ دادن، بلکه با انحلال و شفاف‌سازی ساختار زبان گشوده می‌شوند.